در ايـن آيـه با توجه به بحثى كه در آيه قبل درباره غفلت مستمر گروه عظيمى از مردم جهان در طول اعصار و قرون پيشين گذشت ، مى فرمايد: ((آيا آنها نديدند كه ما افراد زيادى از قرون و اقوام پـيـشين از آنها را (بر اثر طغيان و ظلمشان) به هلاكت رسانديم))؟! (الم يرواكم اهلكنا قبلهم من القرون).
ايـنـها نخستين گروه نيستند، اقوام سركش ديگرى در اين جهان زندگى مى كردند، و سرنوشت دردنـاك آنها كه بر صفحات تاريخ ثبت است و آثارغم انگيزشان كه در ويرانه هاى شهرهاى آباد آنها برجاى مانده در برابر چشم آنها قراردارد، آيا اين مقدار براى درس عبرت كافى نيست ؟!.
در پـايان آيه مى افزايد: ((آنها هرگز به سوى ايشان بازگشت نمى كنند)) (انهم اليهم لا يرجعون) يعنى ; مصيبت بزرگ اينجاست كه امكان بازگشت به دنيا و جبران گناهان و بدبختيهاى گذشته را ندارند، چنان پلها در پشت سر آنان ويران گشته كه بازگشتشان هرگز ممكن نيست !.
(آيـه)ـ در ايـن آيه مى افزايد: ((همه آنها بدون استثنا در روز قيامت نزد ماحاضر مى شوند)) (وان كل لما جميع لدينا محضرون).
يعنى اينطور نيست كه اگر هلاك شدند و نتوانستند به اين جهان باز گردندمساله تمام است ، نه مـرگ در حقيقت آغاز كار است نه پايان ، به زودى همگى درعرصه محشر براى حساب گردآورى مى شوند، و بعد از آن مجازات دردناك الهى ،مجازاتى مستمر و پى گير در انتظار آنهاست.



